تبليغاتX
برگ سوخته
علایق...خلایق...عقاید
برای داشتن چیزی که تابه حال نداشتی

 کسی باش که تابه حال نبودی

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 10:37  توسط جعفربگلو | 

 

کاش به دورانی میرسیدیم که کوچکترین غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 14:10  توسط جعفربگلو | 

 

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم : خدا را دوست دارم ...
 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 13:49  توسط جعفربگلو | 
 

انسان به انچه می اندیشد میرسد به شرط  انکه در راه رسیدن به هدفش گام بردارد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان 1389ساعت 21:17  توسط جعفربگلو | 

شادی راهدیه کن حتی به کسانی که که ان راازتوگرفتند

عشق بورزبه انان که دلت راشکستند

دعاکن برای ان ها که نفرینت کردند

درخت باش برغم تبرها

بهارشووبخند

که خداهنوز ان بالا

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 13:1  توسط جعفربگلو | 
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 12:54  توسط جعفربگلو | 
زندگي دفتري از خاطرهاست
يك نفر در دل شب 
 يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست 
 يك نفر همسفر سختي هاست 
 چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 12:28  توسط جعفربگلو | 
کاش به دورانی میرسیدیم که کوچکترین غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:38  توسط جعفربگلو | 

ایستگاه خدا

قطاری كه به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف كرد و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت : مقصد ما خداست ، كیست كه با ما سفر كند ؟

كیست كه رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟

كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟

قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد ، كسی كم می شد ، قطار می گذشت و سبك می شد ، زیرا سبكی قانون راه خداست .

قطاری كه به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست .

مسافرانی كه پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندكی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود ، آن كه مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد ...

و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 19:33  توسط جعفربگلو | 
 

کودکی در دفتره مشقش نوشت

زندگی یعنی غمی بی انتها

زندگی یعنی شکست شیشه ای

درهجوم بی امان سنگها

زندگی یعنی که من در دفترم

جای یک گل سفره ی خالی کشم

یابه جای خانه ای بادودکش

خانه ای بی سقف و بی قالی کشم

زندگی زخم عمیقی برتن است

زندگی موضوی انشای من است

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 19:40  توسط جعفربگلو | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام انکه کس را افرید تا ما تنها نباشیم



سلام


شب های دراز بی عبادت چه کنم
طبعم به گناه کرده عادت چه کنم
گویند کریم است و گنه می بخشد
گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم...



باسلام خدمت تمام بازدید کنندگان این وبلاگ
از شما ممنونم که به این وب سرزدید

امیدوارم ارزش وقت باارزش شما را داشته باشد





لطفا در اخر نظریادتون نره.............


















happy timer

































باسپاس
happytimer
برگ سوخته














پیوندهای روزانه
هنرکده معرق سیمرغ
دانلود.....خبر
هنوزم سالاری
حقمه هر چی سرم بیاد
خلاق ...=... فعال
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1390
تیر 1390
آبان 1389
دی 1388
آذر 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
پیوندها
حسین
کتاب
فرانک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes JavaScript Codes JavaScript Codes