![]() |
![]() |
|
| علایق...خلایق...عقاید |
|
برای داشتن چیزی که تابه حال نداشتی
کسی باش که تابه حال نبودی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 10:37 توسط جعفربگلو |
|
|
کاش به دورانی میرسیدیم که کوچکترین غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 14:10 توسط جعفربگلو |
|
|
خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 13:49 توسط جعفربگلو |
|
|
انسان به انچه می اندیشد میرسد به شرط انکه در راه رسیدن به هدفش گام بردارد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هشتم آبان 1389ساعت 21:17 توسط جعفربگلو |
|
|
شادی راهدیه کن حتی به کسانی که که ان راازتوگرفتند عشق بورزبه انان که دلت راشکستند دعاکن برای ان ها که نفرینت کردند درخت باش برغم تبرها بهارشووبخند که خداهنوز ان بالا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 13:1 توسط جعفربگلو |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 12:54 توسط جعفربگلو |
|
|
زندگي دفتري از خاطرهاست
يك نفر در دل شب
يك نفر در دل خاك
يك نفر همدم خوشبختي هاست
يك نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد
ما همه همسفريم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم دی 1388ساعت 12:28 توسط جعفربگلو |
|
|
کاش به دورانی میرسیدیم که کوچکترین غم زندگیمان شکستن نوک مدادمان بود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 14:38 توسط جعفربگلو |
|
ایستگاه خدا قطاری كه به مقصد خدا می رفت در ایستگاه دنیا توقف كرد و پیامبر رو به جهانیان كرد و گفت : مقصد ما خداست ، كیست كه با ما سفر كند ؟ كیست كه رنج و عشق رو با هم بخواهد ؟ كیست كه باور كند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن ؟ قرن ها گذشت اما از بیشمار آدمیان جز اندكی بر آن قطار سوار نشدند ، از جهان تا خدا هزاران ایستگاه بود . در هر ایستگاه كه قطار می ایستاد ، كسی كم می شد ، قطار می گذشت و سبك می شد ، زیرا سبكی قانون راه خداست . قطاری كه به مقصد خدا می رفت ، به ایستگاه بهشت رسید ، پیامبر گفت : اینجا بهشت است ، مسافران بهشتی پیاده شوند ، اما اینجا ایستگاه آخر نیست . مسافرانی كه پیاده شدند بهشتی شدند ، اما اندكی باز هم ماندند ، قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند . آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت : درود بر شما ، راز من همین بود ، آن كه مرا میخواهد ، در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد ... و آن هنگام كه قطار به ایستگاه آخر رسید دیگر نه قطاری بود و نه مسافری . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 19:33 توسط جعفربگلو |
|
|
کودکی در دفتره مشقش نوشت زندگی یعنی غمی بی انتها زندگی یعنی شکست شیشه ای درهجوم بی امان سنگها زندگی یعنی که من در دفترم جای یک گل سفره ی خالی کشم یابه جای خانه ای بادودکش خانه ای بی سقف و بی قالی کشم زندگی زخم عمیقی برتن است زندگی موضوی انشای من است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت 19:40 توسط جعفربگلو |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به نام انکه کس را افرید تا ما تنها نباشیم
سلام شب های دراز بی عبادت چه کنم طبعم به گناه کرده عادت چه کنم گویند کریم است و گنه می بخشد گیرم که ببخشد ز خجالت چه کنم... باسلام خدمت تمام بازدید کنندگان این وبلاگ از شما ممنونم که به این وب سرزدید امیدوارم ارزش وقت باارزش شما را داشته باشد لطفا در اخر نظریادتون نره............. happy timer باسپاس happytimer برگ سوخته |
| پیوندهای روزانه |
|
هنرکده معرق سیمرغ دانلود.....خبر هنوزم سالاری حقمه هر چی سرم بیاد خلاق ...=... فعال آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1390 تیر 1390 آبان 1389 دی 1388 آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 |
| پیوندها |
|
حسین کتاب فرانک |
|
RSS
|